باباجی کیست؟
 

خداوند همه جا حاظر و مطلق است، این ضعف انسان است که نمی تواند خداوندی را که در همه جا و همه چیز هست ادراک کند، و برای رسیدن به درجه شناخت آن  همه جا حاظر باید آن قدر در مسیر روحی خود پیشرفت کند تا بتواند او را درهمه جا ببیند و در همه کس ببیند، همانطور که در متون مقدس مختلف گفته شده است ذات خداوند محبت و عشق است به همین منظور خداوند برای نجات و کمک به انسانی، که نمی تواند ذات او را که ورای هر شکل فرمی است ببیند ،  جسم مادی و انسانی به خود می گیرد تا به کمک انسان بیاید، اگر انسان به خاطر محدودیت خویش نمی تواند به سوی خداوند صعود کند پس خداوند بی نهایت به خاطر شفقت خویش به سوی انسان نزول میکند، اگر انسان نمی تواند به سوی او بالا برود پس خداوند پایین می آید تا او را بالا ببرد.

 

بالا رفتن انسان به این معنی است که هوشیاری و ادراک روحی خود را گسترش داده ، از تمام قید و بندهای مادی آزاد شود و به بی نهایت خداوند یپیوندد.

 

پایین آمدن خداوند هم به این معنی نیست که خداوند در ابتدا در آسمانها بوده حالا آمده روی زمین! بلکه این یک تصور اشتباه است. بلکه  به این منظور است که خداوند مطلق و بی نهایت همه جا حاظر بدون از دست دادن الوهیت خود در فرم مادی و انسانی خوید را متجلی می کند تا از این طریق به کمک انسانها بیاید و آنها را به سوی نور حقیقت هدایت کند

 

به پایین آمدن خداوند یا تجسم خداوند در زبان سنسکریت آواتار می گویند ، این واژه سنسکریت به معنای فرود است، ریشه این کلمه از دو بخش "آوا" به معنای پایین و "تری" به معنا گذر  یا عبور تشکیل شده ، پس آواتار به معنای فرود  الوهیت در جسم  است.

آواتار به این منظور مجسم می شود تا بدی را از بین برده و نیکی و راستی را گسترش داده و به انسانها در مسیر پیشرفت معنوی آنها کمک کند .

 

خداوند در کتاب مقدس گیتا می فرماید :

"گرچه زاده نشده ام ،  خویشتن تباهی ناپذیر  و همچنین خدای تمام موجودات هستم ،و در عین حال بر طبیعتی که متعلق به خودم است قالب و حاکم هستم .

هرگاه که عدالت و تقوی کاهش می یابد، و بی عدالتی و شرارت افزایش، بوسیله نیروی خودم متولد می شوم.

بدین گونه  عصر به عصر من خود را برای حفاظت از نیکی و نابود کردن شریران آشکار می کنم "

 

آواتار ها یا تجسمات خداوند بنا بر اراده او در درجات مختلف متجلی می شوند، در میان آواتارها بعضی ها در پایان ماموریت خود جسم خود را ترک می کنند و بعضی همیشه در جسم خود باقی می مانند، موقعی که شرارت و بدی مانند عصر حاضر که در متون مقدس "عصر کالی (عصر تاریکی یا زمستان) نامیده شده از  حد خود خارج می شود ، یک ماها آواتار (آواتار بزرگ) ظاهر می شود تا شرارت را از بین برده راستی را گسترش داده و به انسانها در مسیر تکامل معنویشان کمک کند .

ماها آواتار تجسم کامل و خالص الوهیت خداوند در قالب مادی است، برای کمک به انسانها، که می آید تا آنها را در مسیر تکامل معنویشان کمک کند ، ماها آواتار همیشه و همه جا حاظر است ولی تنها زمانی که خود اراده کند می توان اورا دید ، درجه مارایی و عظیم ماها آواتار ورای ذهن انسانیست و تنها افرادی که به درجه بالایی از تکامل معنوی خود رسیده اند  می توانند عظمت او را درک کنند .

ماها آواتار باباجی (به معنا بابای عزیز یا محترم)  کسی است که در طی هزاران سال در دوره های مختلفی از تاریخ به اشکال مختلفی و در مکان های مختلف ظاهر شده تا به انسانها در مسیر معنویشان کمک کند ، باباجی برای مردم صلح و رستگاری حقیقی را به ارمغان آورده است ، بسیاری از یوگی ها و استادان بزرگ هند  از شاگردان باباجی محسوب می شوند ، در دوره های مختلفی از تجسمش او ماموریت های معنوی بزرگی را به افراد مختلفی سپرده است و آنها را در مسیر یوگا و عرفان متشرف کرده است ، افراد بسیاری در شرق و غرب با نام باباجی از طریق کتاب "زندگی نامه یک یوگی نوشته پاراما هانسا یوگاناندا" آشنا شده اند که او در این کتاب راجع به باباجی توضیحاتی داده :

 

"آواتار تجسمی الهی است که برکاتی ملکوتی بر دنیا نازل می کند ، آواتار دستخوش تائثیرات ماده نیست ، جسم مطهرش به صورت تصویری از نور دیده می شود و به هیچ وجه وام دار طبعت مادی نیست. چشم عادی شاید در صورت و غالب آواتار مورد خاصی را نبیند ، اما جسم او در برخی موارد سایه ندارد ، و یا هنگام راه رفت اثری از پای او برزمین نمی ماند

رسالت باباجی کمک به عرفا در انجام رسالت خاصشان بوده است ، بدین ترتیب  خصوصیات ماها آواتار را که در متون مقدس دسته بندی شده است دارا می باشد ، باباجی اظهار داشته است که او شانکاراچاریا و کبیر را به یوگا متشرف کرد. شانکارا سنت سوامی ها را از نو سامان بخشید و کبیر استاد روحانی و شاعر بزرگ قرون وسطی است.

لاهیری ماهاسایا شاگرد باباجی گفته است هر گاه کسی نام باباجی را با احترام زمزمه کند بی درنگ تبرکی معنوی دریافت خواهد کرد"

 

پیروان باباجی معتقند که باباجی از ابتدای آفرینش تا کنون خود را بارها مجسم کرده تا به انسانها کمک کند.

یک تجسم  باباجی  حدود سال 1800 بود که به صورت وسیعی به منطقه کومااون در هیمالیا  سفر کرد  ، تا پیروان ، مریدان و جویندگان حقیقت رو گرد خود جمع  و آنها رو در مسیر معنوی هدایت کند سپس در سال  1992 ، به سمت محل برخورد رودخانه کالی و گرج رفته بر روی سطح آب نشست و در هاله ای از نور نا پدید شد .

آخرین تجسم باباجی بین 1970 تا 1984 بود که بوسیله یک قدیس بزرگ به نام ماهاندرا بابا پیشگویی شده بود ، ماهاندرا بابا کسی بود که تمام عمر خود رو  صرف جستجو برای یافتن باباجی کرده بود و سر انجام طی یک تجربه معجزه  آسا او را در سیدا آشرام ،  نزدیک  به رانکیت ،  در اوتار پرادیش هند ملاقات می کنه ، بعد از آن ماهاندرا بابا خود را وقف این می کند که به تمامی هند رفته و بازگشت بابا جی را پیشگویی کند .

باباجی در 1970 در در قالب یک جوان  18- 20 ساله در یک قار مقدس در دامنه کومااون  کوه کایلاش ، در هایدآکان ، نزدیک به هالدوانی هند مجسم شد ،  قدرت او از طرق بسیاری تجربه شد.

در سپتامبر 1970 ، او از کوه کایلاش بالا رفت و برای 45 روز بدون خوردن غدا  و خوابیدن در قله نشست ،  افراد زیادی او را همزمان در جاهای متفاوت  مشاهده کردند ، او بیماران را شفا داد ، و زندگی اشخاص بسیاری را دگرگون کرد .

باباجی بیشتر زمان 14 سال  تجسم خود را در هایداکان جایی که  یک آشرام بسیار زیبا تاسیس کرده بود گذراند ، و همینطور  نزدیک به رو ستای چیلیان اولا  نزدیک به  رانکیت یک معبد و آشرام بسیار زیبا  با چشم اندازی به هیمالیا تاسیس کرد .

 

باباجی به گفته خود آمده تا به انسانها  را به سوی نور و رهایی حقیقی راهنمایی کند :

- من آمده ام تا به تمام شما رهایی ببخشم ، من آمده ام تا نور ببخشم

- من آزادی به شما نشان خواهم داد عظیم تر از آنچه همیشه می توانستید تصور کنید

- من آمده ام تا راه را به شما نشان بدهم ، اکنون بر شماست که آن را در عمل تحقق ببخشید

- من آمده ام تا ببخشم ، فقط برای بخشیدن ، آیا شما آماده اید تا دریافت کنید؟

 

باباجی به زمین آمده تا بندهای اندوه انسان را بردارد ، برای دگرگونی قلب و ذهن آنها ، برای آوردن عصر طلایی حقیقت  تعالیم او از رحمت و عشق نا متناهی او می آیند ،  تعالیم او بسیار ساده و قدرتمندند ، بسیار ساده و نزدیک به ماهیت وجودی همه

باباجی به مردم تاکید می کند که از دینی که در قلبتون هست پیروی کنید. او  می گوید : تمام مذاهب شما رو به سمت همان هدف الهی هدایت می کنند.

 

تعالیم باباجی سه گانه اند :

 

(1) زندگی بر طبق سه اصل اساسی و جوهره ی همه ادیان : حقیقت ، سادگی ، محبت

(2) جاپا - تکرار روزانه و مداوم نام خداوند ، او مانترای دیرینه و کهن  اُم ناما شیوایا (من به خداوند تعظیم می کنم )  را که به گفته ی او ماها مانترا یا نام غایی خداوند است آموزش داد ، که بدین وسیله ذهن و قلب شخص پاک خواهد شد و خواهد توانست خداوند را درون خویش بیابد .

(3) کارما یوگا ، یا خدمت با از خود گذشتگی و برای خشنودی دیگران ، کار کردن زمانی که به خداوند تقدیم شود پرستش اوست ، به این صورت شخص با کار کردن و تقدیم آن به خداوند ، به او نزدیک می شود و در نهایت به او می دست می یابد.

"در این عصر کار کردن شما رو پالایش می کند ، این بهترین تمرین معنویست ، تمام کسانی که در این عالم متولد شده اند باید بطور صحیح کار کنند تا بتوانند موفق باشند"

 

کسی که این تعالیم را با تمام قلب و وجود خویش به کار می بندد ، به سرعت به سوی هدف نهایی زندگی هر انسان که همانا رهایی کامل ، خودشناسی و خداشناسی است دست می یابد،تعالیم باباجی اساس و جوهره ی همه ی ادیان است.

او خود گفته است که آمده تا آیین ازلی و ابدی ، ساناتان دارما (قانون ابدی عالم)  رو احیا کند ، مذهبی که قبل از بوجود آمدن جهان وجود داشت و بعد از آن نیز وجود خواهد داشت ، آیین حقیقت ، سادگی ،  محبت

 

باباجی در 14 فبریه 1984 جسم خود را ترک کرد  ،  آخرین پیام او این بود :

من همیشه با شما هستم

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
واژه نامه | لینکستان | تماس با ما| صفحه شفاء
ا
ستفاده از تمامی مطالب این وب سایت جهت کپی و انتشار ،با ذکر منبع آزاد است